بی بی سی فارسی خبر سازان درباره وبلاگ ![]() به وبلاگ من خوش آمدید امیدواریم در خدمت رسانی به شما دوست گرامی کوشا باشیم این وبلاگ به طور هوشمند تبادل لینک میکند اگر مایلید لینک کنید به تبادل لینک هوشمند رفته و ما را با این ادرس و عنوان بی بی سی نیوز لینک کنید. نظر یادتون نره.با عرض معذرت بعضی مطالب در سایت نمایش داده نمی شود.اگر پیگیر مطلب خواصی هستید میتونید با مراجعه به این سایت مطلب مورد نظرتونو پیدا کنید با تشکر مدیریت سایت:نادیا آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان قتل به خاطر سرقت موبایل![]() مرد كه برای شكایت از دو زورگیر به كلانتری رفته بود، نمیدانست بعد از خروج از كلانتری زورگیران در كمینش نشستهاند تا جانش را بگیرند.
، مرد 43 ساله كه «عدنان» نام داشت، شامگاه سهشنبه گذشته در حالی كه از بلوار قدس در منطقه دولتآباد عبور میكرد طعمه دو زورگیر موتورسوار شد. آنها با تهدید دو گوشی تلفن همراه مرد را ربودند و در یك چشم به هم زدن از آنجا فرار كردند. تلاشهای این مرد برای دنبال كردن زورگیران به جایی نرسید و در نهایت او برای گزارش این سرقت به كلانتری 167 دولت آباد رفت. عدنان جزییات سرقت گوشیاش را شرح داد و از ماموران برای دستگیری سارقان كمك خواست.
دقایقی بعد شاكی همراه یكی از دوستانش از كلانتری بیرون آمد تا به خانهاش برود اما هنوز چند دقیقه از آنجا دور نشده بود كه دو جوان زورگیر را در میدان قدس دولت آباد دید. عدنان خودرواش را كنار خیابان پارك كرد تا سراغ سارقان برود اما آن دو به وی حمله كردند. هرچند درگیری با رد و بدل شدن چند مشت و لگد آغاز شد اما در ادامه یكی از سارقان كه خود را در مخمصه میدید چاقویی از جیبش بیرون كشید و دو ضربه پی در پی به گردن عدنان زد. خون از شاهرگ مرد فواره میزد و وی با مرگ دست و پنجه نرم میكرد. دوست عدنان تلاش كرد تا با انتقال او به درمانگاه دارالتوحید جانش را نجات دهد اما وی به دلیل شدت خونریزی دقایقی بعد روی تخت بیمارستان جان باخت. دقایقی بعد از این حادثه ماموران كلانتری دولتآباد برای دستگیری عاملان قتل این مرد به تكاپو افتادند. از آنجا كه ماموران حتم داشتند ضاربان هنوز در آن حوالی هستند، با اجرای طرح مهار نخستین گام را برای به دام انداختن قاتل فراری برداشتند و در قالب چند گروه به گشتزنی پرداختند. در حالی كه هنوز ساعتی از مرگ عدنان نمیگذشت ماموران به دو جوان موتورسوار مظنون شدند و به آنها دستور ایست دادند. در نگاه اول همهچیز طبیعی به نظر میرسید و دلیلی برای بازداشت آنها وجود نداشت ولی لحظهیی بعد در حالی كه یكی از مظنونان قصد داشت سوار موتوسیكلت شود چاقویی خونآلود از جیبش بیرون افتاد و به سرنخی برای رازگشایی از این جنایت تبدیل شد. همچنین در بازرسی از متهمان 6 دستگاه تلفن همراه كشف شد. در چنین شرایطی این دو جوان دستگیر و به كلانتری منتقل شدند. زمانی كه دستگیرشدگان در معرض دید دوست مقتول، به عنوان تنها شاهد این جنایت قرار گرفتند او یكی از آنها را به عنوان ضارب شناسایی كرد. جوان 19 ساله به نام امیر كه شواهد را علیه خود میدید در همان مراحل اولیه بازجویی اتهامش را پذیرفت و كشتن عدنان را برعهده گرفت. او گفت من و همدستم از چند ساعت قبل از این حادثه شروع به سرقت كردیم و چند گوشی تلفن زورگیری كردیم كه آخرین نفر مقتول بود. ما تصور میكردیم بعد از سرقت صاحب گوشیها را نمیبینیم اما یك ساعت بعد او در میدان قدس دولت آباد ما را دید و با یكدیگر درگیر شدیم. من قصد نداشتم كسی را بكشم. او راهمان را بسته بود و اجازه نمیداد فرار كنیم. من هم از ترس اینكه دستگیر شویم چاقو كشیدم و چند ضربه به وی زدم. من نیتی برای كشتن او نداشتم. در همین حال، برادر مقتول درباره این حادثه گفت: برادرم راننده بود و آزارش به كسی نمیرسید. قاتل برادرم با این كار او را از ما گرفت و سه فرزند قد و نیم قدش را یتیم كرد. وی ادامه داد: بلوار قدس و منطقهیی كه ما در آن زندگی میكنیم از جمله مناطق نا امن تهران است. برادرم در حالی به دست زورگیران كشته شد كه مدتی قبل هم جوانی در جریان یك درگیری به قتل رسید. به جز این روزی نیست كه حادثهیی مثل زورگیری، سرقت از منزل و كیف قاپی در این منطقه اتفاق نیفتد. بر اساس این گزارش هماكنون دو متهم در بازداشت به سر میبرند و رسیدگی به پرونده اتهامی آنها در دادگستری شهرری در جریان است. اعترافات زوج جوان به قتل معاون وزیر صنعت![]() زوج جنایتکار که به اتهام قتل معاون سابق وزیر صنعت دستگیر شده اند، در نخستین اعترافات خود با قبول اتهاماتشان به تشریح نحوه قتل پرداختند.
جسد صفدر رحمت آبادی ساعت ۲۰ و ۴ دقیقه یکشنبه گذشته در خودرویش در خیابان گلبرگ کشف شد. عامل جنایت با شلیک دو گلوله به سر معاون وزیر صنعت او را به قتل رسانده بود. بررسی صحنه جنایت نشان میداد، قاتل در داخل خودرو نشسته و به سوی قربانی شلیک کرده بود.
در ادامه تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات در این زمینه را آغاز کرده و با ردیابی های خود به یکی از بستگان پدری مقتول ظنین شده و او را همراه همسرش در شرق تهران دستگیر کردند. متهمان در بازجویی های اولیه منکر هرگونه جنایتی شدند. مرد جوان در ادامه لب به اعتراف گشود و به کارآگاهان گفت: مرحوم رحمت آبادی از بستگان پدری ام بود. من و همسرم 10 سال قبل پس از ازدواج به تهران آمده و در شرق تهران ساکن شدیم. از چندی قبل با مقتول اختلافاتی داشتم و به دنبال راهی برای انتقام بودم. روز حادثه با تهیه اسلحه از همسرم خواستم که با مرحوم رحمت آبادی قرار بگذارد. حدود ساعت هشت شب به محل قرار در خیابان گلبرگ رسیدیم. همسرم بر روی صندلی جلوی خودرو نشست و من پشت سر مقتول نشستم. پس از کمی صحبت اسلحه را به سمت سر مقتول گرفته و دو گلوله شلیک کردم. وی ادامه داد: به خاطر سر و صدار خیابان کسی متوجه شلیک نشد. سریع از ماشین پیاده شده و به خانه بازگشتیم که قبل از فرار ماموران ما را دستگیر کردند. زن جوان نیز با تائید اعترافات همسرش گفت: شوهرم از من خواست با مرحوم رحمت آبادی تماس گرفته و از او بخواهم برای حل مشکلی که دارم قراری بگذارد. مقتول نیز برای حل مشکل ما و بدون اطلاع از نقشه شوهرم در محل قرار حاضر شد.همسرم به خاطر اختلافاتی که با مقتول داشت مرا وارد این جنایت کرد. یک مقام آگاه در این خصوص گفت: با تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه قتل پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده می شود
نزاع سگها قتل پیرمرد 75 ساله را رقم زد![]() به دنبال گلاویز شدن سگهای گله در روستای هارونیه از توابع صوفیان استان آذربایجان شرقی، صاحبان آنها با یکدیگر درگیر شدند که این درگیری با قتل یك پیرمرد 75 ساله پایان یافت.
به گزارش ایسنا، حجتالاسلام محمود وحدت ـ رییس حوزه قضایی صوفیان ـ در اینباره تصریح كرد: حسب گزارش ماموران انتظامی مبنی بر کشف یك جسد در روستای هارونیه صوفیان، بلافاصله دستورات قضایی لازم در این خصوص صادر شد و پس از تحقیقات به عمل آمده مشخص شد که پس از گلاویز شدن سگهای گله، صاحبان آنها با یکدیگر درگیر شده و همدیگر را مورد ضرب و شتم قرار دادهاند. متعاقبا جسد پیرمرد 75 ساله با هویت «خ.ف» بعد از گذشت حدودا یک ساعت از درگیری در حالی که در مرزعهاش روی زمین افتاده بود، کشف شد. وی افزود: با انجام بررسیهای ابتدایی، یك جوان 20 ساله كه با پیرمرد درگیر شده بود، به دلیل احتمال فوت مقتول بر اثر ضربات وارده از سوی وی دستگیر و به مرجع قضایی تحویل شد كه این شخص پس از تفهیم اتهام دایر بر قتل عمد و انجام تحقیقات مقدماتی با صدور قرار بازداشت موقت روانه زندان شد و جسد نیز جهت تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی انتقال یافت. قتل زنی تنها، با همدستی مادرحکم اعدام پسر جنایتکار که با همدستی مادرش نقشه قتل زن تنها را طراحی و اجرا کرده بود در دیوان عالی کشور تائید شد.
به گزارش خبرنگار مهر، مردی روز پنجم اسفند سال 89 سراسیمه و مضطرب به کلانتری 14 پاکدشت رفت و به افسر نگهبان خبر داد همسر 50سالهاش به نام رقیه کشته شده است. شوهر رقیه به ماموران گفت: من مسافرت بودم و وقتی به خانه برگشتم هرچه رقیه را صدا کردم جواب نداد. خانه بههم ریخته بود و به نظر میرسید اتفاقی افتاده است. در حالیکه نگران شده بودم دنبال زنم گشتم و جسد او را در اتاقی پیدا کردم و بلافاصله به کلانتری رفتم.قاتل همه طلاها و پولهای موجود در خانه را سرقت کرده و هرچه مواد غذایی در یخچال داشتیم را با خود برده و تلفن همراه رقیه را هم دزدیده است. ردیابیهای تلفنی سبب شد جوان 30سالهای به نام حمزه که از گوشی استفاده میکرد روز 17 خرداد سال 90دستگیر شود. حمزه که به شدت به ماده مخدر شیشه اعتیاد داشت در همان بازجوییهای اولیه به قتل اعتراف کرد وگفت : اجاره خانهمان چند ماه عقب افتاده بود و صاحبخانه مرتب به ما فشار میآورد. چند روز قبل از قتل، صاحبخانه دوباره به مادرم اعتراض کرد. آن شب غذا نداشتیم و گرسنگی بدجوری به ما فشار میآورد. مادرم به من گفت زنی را میشناسد که در خانهاش پول و طلا نگه میدارد و میتوانیم از آنجا دزدی کنیم. من این پیشنهاد را جدی نگرفتم اما چند روز بعد وقتی دوباره صاحبخانه همان حرفهای همیشگیاش را تکرار کرد و باز هم گرسنگی به ما فشار آورد با پیشنهاد مادرم موافقت کردم و بعد از برداشتن یک تکه طناب همراه او به خانه رقیه رفتم. این جوان در ادامه اعترافاتش گفت: رقیه مادرم را میشناخت برای همین فکر کرد به میهمانی رفتهایم و ما را به خانهاش راه داد. وقتی رقیه گفت سهراهی برق یخچالش خراب شده است مادرم به دروغ به او جواب داد من تعمیرکار وسایل برقی هستم و میتوانم آن را درست کنم رقیه هم مرا به اتاقی که یخچال در آنجا بود، برد. ناگهان از پشت طناب را دور گردن این زن انداختم و کشیدم. او را خفه کردم بعد چون خیلی گرسنه بودیم با مادرم سراغ یخچال رفتیم و حسابی غذا خوردیم بعد هم مادرم خانه را زیر و رو و وسایل قیمتی را پیدا کرد.بعد از سرقت طلاها را فروختیم و کرایه عقبافتاده خانهمان را دادیم. با بقیه پول هم خانه دیگری را اجاره کردیم و از آن محل رفتیم. ماموران بعد از شنیدن این اعترافات مادر حمزه را نیز که زنی 45ساله به نام لیلاست بازداشت کردند و او گفتههای فرزندش را تایید کرد. در ادامه پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که قضات دادگاه با توجه به دفاعیات متهمان و درخواست اولیای دم حمزه را به اتهام مشارکت در قتل به قصاص و به اتهام سرقت به سه سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کردند. لیلا نیز به اتهام معاونت در قتل به 5 سال زندان و به اتهام سرقت به سه سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم شد. با اعتراض متهمان پرونده به شعبه 17 دیوان عالی کشور رفت و قضات این شعبه حکم مجازات مادر و پسر را تائید کردند. دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:قتل,خبر مهم,اخبار امروز,بیرجند,مقتول,کشتن,مادر و دختر,گیوشاد,خوسف,خراسان جنوبی, :: 1:31 بعد از ظهر :: نويسنده : سحر
از 1 سال پیش حرف میزنیم.هنوز بعد از قتل 1 مادر و دختر 8ساله به وسیله ی داماد خانواده این قاتل اعدام نشده است. جمع اوری:بی بی سی نیوز پیوندهای روزانه
پيوندها
|
|||
![]() |